تسلیت

خرید بک لینک
حضور میدانی بخشدارزرین دشت دربین کشاورزان معترض شهربرزول وکشاورزان روستای زرامین سفلی تسلیت...

ما را در سایت تسلیت دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 43 تاريخ: شنبه 29 ارديبهشت 1403 ساعت: 3:32

پاسداشت عملیات بیت المقدس شهر برزول/ برای دیدن ویدئو اینجا کلیک کنید تسلیت...

ما را در سایت تسلیت دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 48 تاريخ: شنبه 29 ارديبهشت 1403 ساعت: 3:32

ساماندهی کامل و تعریض محور دهفول برزول/ برای دیدن اینجا کلیک کنید تسلیت...

ما را در سایت تسلیت دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 38 تاريخ: شنبه 29 ارديبهشت 1403 ساعت: 3:32

ببه گزارش وبگاه اینترنتی برزول سرزمین یادیاران و به نقل از منابع روایی،یشتر ایرانیان و شیعیان جهان «علامه امینی» را به واسطه کتاب مشهور«الغدیر» میشناسند.الغدیر یک کتاب مذهبی و روایی است که درصدد اثبات ولایت امیرالمومنین(علیه السلام) بعد از پیامبر اکرم(صل الله علیه و آله) است. این کتاب ۱۱جلد به زبان عربی و ۲۲جلد به زبان فارسی است. اثری که این علامه بزرگ برای نوشتن، تحقیق و دسترسی به متون مختلف درباره آن به کشورهایی زیادی مثل مصر، عراق، مراکش، هند و... سفر کرده و در نهایت برای نگارش آن چیزی نزدیک به ۱۰ هزار کتاب را مطالعه کرده است.علامه امینی ۷۰ سال عمر و از این عمر ۵۰ سال آن را صرف نوشتن کتاب الغدیر کرد؛یعنی چیزی نزدیک به نیم قرن عمر. به دنبال همین هم این کتاب را میتوان ثمره عمر این شخصیت بزرگ دانست؛ تاجایی که یکی از روایات جالب درباره علامه امینی را میشود مربوط به کتاب «الغدیر» دانست.روایتی که از زبان این علامه نقل شده و در آن گفته است: "هر کس بعد از صلوات «و عجل فرجهم» بگوید من او را در ثواب نوشتن کتاب «الغدیر» شریک خواهم کرد.". علامه امینی سال ۱۲۸۱ در سراب متولد و در سال ۱۳۴۹ در نجف و در کنار مرقد مطهر حضرت علی علیه السلام به خاک سپرده شد. تسلیت...

ما را در سایت تسلیت دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 38 تاريخ: چهارشنبه 19 ارديبهشت 1403 ساعت: 9:10

پدری با پسری گفت به قهرکه تو آدم نشوی جان پدرحیف از آن عمر که ای بی سر و پادر پی تربیتت کردم سردل فرزند از این حرف شکستبی خبر از پدرش کرد سفررنج بسیار کشید و پس از آنزندگی گشت به کامش چو شکرعاقبت شوکت والایی یافتحاکم شهر شد و صاحب زرچند روزی بگذشت و پس از آنامر فرمود به احضار پدرپدرش آمد از راه درازنزد حاکم شد و بشناخت پسرپسر از غایت خودخواهی و کبرنظر افگند به سراپای پدرگفت گفتی که تو آدم نشویتو کنون حشمت و جاهم بنگرپیر خندید و سرش داد تکانگفت این نکته برون شد از در«من نگفتم که تو حاکم نشویگفتم آدم نشوی جان پدر»« شعر از مولانا عبدالرحمن جامی » تسلیت...

ما را در سایت تسلیت دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 31 تاريخ: چهارشنبه 19 ارديبهشت 1403 ساعت: 9:10

صفحه بندی